![]() |
![]() |
|
| هر کاری که به دیده زیبا است به یاری خدا کرده ایم (خشایار شا) |
ماده1 تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند . ماده ۲ هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد. ماده ۳ هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد . ماده ۴ احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است. ماده ۵ احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد . ماده ۶ هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود . ماده ۷ همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند. ماده ۸ در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد . ماده ۹ احدی را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود . ماده 10 هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید. ماده ۱۱ الف) هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع ازاو تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد. ب) هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد. ماده 12 احدی در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد. ماده 13 الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید. ب) هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد. ماده 14 الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند. ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی توان از این حق استفاده نمود . ماده 15 الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد. ب) احدی را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد. ماده 16 الف) هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند. ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود . پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود. ماده 17 الف) هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد . ب) احدی را تمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود . ماده 18 هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد. ماده 19 هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد . ماده 20 الف) هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد. ب) هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد. ماده 21 الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید. ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید. پ) اساس و منشا قدرت حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید . ماده ۲۲ هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد. ماده 23 الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد. ب) همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند. پ) هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید. ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند. ماده 24 هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق، ذیحق می باشد. ماده 25 الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود. ب) مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند. ماده 26 الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند. ب) آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید. پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند. ماده 27 الف) هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد. ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود. ماده 28 هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد. ماده 29 الف) هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد. ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است. پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد. ماده 30 هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 3:40 توسط آریا مهر |
|
|
كوروش بزرگ امپراتوري ايجاد مي كند وقتي كوروش دوم بزر گترين پادشاه و بنيانگذار شاهنشاهي و امپراتوري ايران در حدود سال 599ق.م زاده شد جهان او از همان زمان باستاني شده بود . طي قرن هاي طولاني و پر هيا هو امپراتوري هاي بزرگ بين النهرين و ايران همانند جذرومدي بي پايان ظهورو سقوط كرده و در پس خود شهر هاي ويران و بلند پروازي هاي فرو پاشيده را باقي گذاشته بودند جديد ترين موج فراز آمده در اين جذر و مد تاريخي مادها بودند كه از همه نيرومند ترين شدند . هنگامي كه ارتش كياكسار سراسر ارمنستان را در نورديد و سپس براي فتح ليدي به سوي غرب تاخت كوروش تنها 10 سال سن داشت . در ان زمان كوروش گمان نمي برد كه موج سريع و توقف ناپذير قدرت ماد ناگهان فرو ريزد يا كسي كه رهبري اين فرو پاشي را بعهده داشته باشد خود او باشد . همچنين كوروش جوان در خواب هم نمي ديد كه او و فرزندان و نوادگانش مي توانند بزرگترين موج امپراتوري را تا كنون به خاور نزديك يورش برده است به وجود اورند. تبار اين پسر به هخوامنش مي رسيد كسي كه بنيانگذار نيمه افسانه اي خاندان سلطنتي پارس بود . ...كوروش بزرگتر كه شد به مردي با بينش ژرف دلاور وبا استعداد تبديل شد آرزوي او تنها آزاد كردن قوم خود از دست مادهاي جاه طلب نبود بلكه توانست در زماني بسيار كوتاه دودمان هخوامنشي را به قدرتي باور نكردني و نفوذي شگفت انگيز در بيشتر جهان شناخته شده انروز برساند. ظهور ناگهاني و كسب قدرت پارسيان به رهبري ... كوروش كبير ... يكي از پديده هاي شگفت انگيز و نه البته نادر تاريخ گذشته و حال اسياست . اين نشان مي دهد كه چگونه دولتي كوچك مي تواند بدون دليل روشن همانند ستاره اي جديد نا گهان بدرخشد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 16:9 توسط آریا مهر |
|
|
سقوط ناگهانی ماد کوروش در حدود ۴۱ سالگی در سال ۵۵۸ ق.م در پارس بر تخت شاهی نشست . او که تیز هوشی و زیرکی خاصی نسبت به طبیعت انسان و درکی عمیق از نیرو های سیاسی بین المللی روزگار خویش داشت به این نتیجه رسیده بود که بسیاری از اشراف ماد که زیر فرمان آستیاگ فرزند و جانشین کیاکسار می زیستند از پادشاه جدید راضی نیستند .استیاگ که در فرمانروایی لیاقت کیاکسار را نداشت ظاهرا بیش تر اوغات خود را به خوش گذرانی در دربار شکوهمند ماد در اکباتان می گذرانید . کوروش همچنین دریافت که اقوام تابعه امپراتوری ماد که بیشتر انها مجبور بودن سربازان ماد را تامین کنند از این وضع بسیار ناخشنودند و در صورت حمله به استیاگ از او پشتیبانی نخواهند کرد . کوروش ضمن بررسی ضعف های دشمن خویش به آرامی به طرح نقشه در برابر انها پرداخت و نخستین ضربه خود را در سال ۵۵۳ ق.م وارد ساخت . در باره ی شورش پارسیان که جزییات زیادی در دست نیست . به نوشته هرودوت آستیاگ بی درنگ اهالی ماد را فرمان بسیج داد و به قدری آشفتگی خیال داشت که هارپاگ را به فرماندهی این لشگر برگزید ...ازاین رو وقتی لشگریان او با پارسیان وارد جنگ شدند فقط چند نفری تن به کشتن دادند و از بقیه عده ای جانب پارسیان را گرفتند ولی قسمت اعظم لشگریان پشت به دشمن کردند ...تا آستیاگ از شکست ننگین مادها اگاه شد . سوگند یاد کرد که به هر حال کوروش را اسوده نخواهد گذاشت . پس همه ی مادی هارا چه انان که در چند سال پیش در خدمت ارتش بودن چه مسن تر هارو خلاصه کل مردم مادرا به خدمت سربازی فرا خواند و با این افراد به میدان نبرد شتافت . اما شکست خورد سربازانش به قتل رسیدند وخود او اسیر شد ولی بعد ها کوروش به پاس اخلاق نیکویش پدر بزرگش را ازاد نمود و به او اجازه داد که تا اخر عمرش در غصرش زندگی کند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 16:2 توسط آریا مهر |
|
|
حمله به لیدی
ثا بت شد که سازمان نظامی و سیاسی نیرومند کوروش کلید موفقیت او برای شروع توسعه روشمند امپراتوری ای است که از مادها به او رسیده بود .شکست ماد نه تنها سرزمین های خارجی پهناوری را تحت تسلط کوروش قرار داد بلکه آغازی برای توازن ظریف قدرت در خاور نزدیک بود . سه قدرت بزرگ دیگر منطقه ـمصر و بابل و لیدی کوروش را پادشاهی نو خاسته ای می دانستند که امنیت آن ها را مورد تهدید قرار داده است با حمله گستاخانه کوروش به لیدی در سال ۵۴۶ق.م ثابت شد که ارزیابی انها درست بوده است . کوروش مصمم بود نشان دهد که از کیاکسار که با اعتقادی خرافی به اسانی دست از سر لیدی بر داشت فاتح بزرگ تری است . کوروش پادشاه بزرگ ایران زمین کم تر از پادشاه پیشین ماد به فال و شگون اعتقاد داشت و از خورشید گرفتگی برای غلبه بر جهان بیمی نداشت . شوخی سرنوشت اینکه اعتقاد به تفال نقش مهمی در جریان لشکر کشی کوروش به لیدی ایفا کرد . این بار کرزوس پادشاه جدید لیدی و پسر آلیاتس اجازه داد که خرافات سر نوشت او را تعیین کند . کرزوس یونانیان را که بعضی از آن ها ـایونیان ـدر شمار اتباع او بودند بسیار می ستودند وبه اداب و آیین ایشان اعتقادی نداشتند . یکی از عادات یونانیان مشورت با هاتف مشهور معبد دلفی شهری درمنطقه یونان اصلی بود . آن ها در موقعه خطر با این هاتف مشورت می کردند . هاتف این معبد کاهنی بود که همگان اعتقاد داشتند که با خدایان در ارتباط است . بنا بر این کرزوس طبق سنت دیرینه پیامی نزد هاتف فرستاد و از او خواست بگوید آیا سلاح است که با کوروش وارد جنگ شوم ... هاتف در پاسخ پیام گفت که اگر شما از رود قزل ایرماق (هالیس) بگزرید و به کوروش حمله ور شوید امپراتوری بزرگی از بین خواهد رفت .. کرزوس با اطمینان کامل از رود هالیس گذشت و به ارتش کوروش حمله کرد اما فهمید که توان مقابله با کوروش را ندارد پس بنا بر این به شهر سارد که در ۸۰کیلومتری ساحل دریای اژه قرار داشت عقب نشینی کرد . کورو ش بر خلاف انتظار کرزوس آنها را تعقیب کرد و باز دو ارتش رو یا روی هم قرار گرفتند . این بار چنان که هرودوت نوشته است : در برابر شهر سارد دشت خشک و بی اب و درختی قرار داشت ...چون لیدیایی ها در آن دشت پهناور لشگر آراسته بودند کوروش به سبب نگرانی سواره نظام ایشان درصدد بر امد تا طبق پیشنهاد هارپاگ مادی اقدام کند . پس همه شتر های که بار و ازوقه بر روی انها بود خالی کرد و نفراتی بر روی انها سوار کرد و به سوی جبهه روانه کرد و ضمنافرمان داد که نخستین حمله به پیشتازان سپاه کرزوس اغاز شود سپس پیادگان وبعد سواران شاهی از دنبال پیشروی کنند ... سبب رو به رو کردن شتر با سپاه دشمن بر انگیختن ترس غریزی اسب از شتر است . هیچ اسبی طاقت استشمام بوی شتر را ندارد ... این نیرنگ به خوبی موثر افتاد چون به محض آغاز نبرد تا چشم اسب ها به شتر ها افتاد پا به فرار گذاشتند از این رو یگانه مایه اطمینان خاطر کرزوس از بین رفت ولی لیدیایی ها رشادت نموده و در قبال این وضع و حال چالاک از زین های خود پایین پریده با ایرانیان گلاویز شدندتلفات هر دو ارتش سنگین بود اما سر انجام لیدیایی ها مغلوب و به داخل اکروپولیس پناهنده شدند و ایرانیان ایشان را محاصره کردند . د رواقع کوروش با استفاده از تاکتیک های محاصره که تکنیک نظامی دیگری بود که از آشوریان به ارث رسیده بود سارد را تخسیر کرد و شروع کرد به تبدیل لیدی به یک ساتراپی جدید ایران :کرزوس پیشگوی هاتف معبد دلفی را باور کرد ه و شکست خورده بود اما همان گونه که هرودوت متذکر می شود او به سختی می توانست هاتف را به خاطر شور بختی خود سرزنش کند چون : خداوند گفته بود که اگر او به ایرانیان حمله کند امپراتوری نیرومندی واژگون خواهد شد .فرد خردمند پس از دریافت این گونه پاسخ باید دوباره بپرسد منظور کدام امپراتوری است امپراتوری خود من یا کوروش ؟اما او آنچه را که شنیده بود به سود خود تعبیر کرد و دوباره به پرستش نپرداخت از این رو باید این شکست رو میوه اشتباه خود می دانست . |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 15:59 توسط آریا مهر |
|
|
نخستین تماس ایرانیان با یونانیان
سقوط لیدی که به معنای چیرگی کوروش بر دومین قدرت از چهار قدرت بزرگ منطقه بود امواج تکان دهنده ا ی در سراسر خاور نزدیک به وجود آورد. پیروزی ایران شهر های یونانی ایونیه واقع در سواحل دریای اژه را که اکنون مستقیما با ماشین بزرگ جنگی کوروش رودررو شده بودند به کلی مهبوت کرد . انها با نهایت نومیدی از اسپارت دولت شهری که بر شبه جزیره پلوپونزکه یک سوم جنوب یونان را شامل می شد تسلط داشت تقاضای کمک کردند همه یونانیان از ارتش کوچک ولی مهیب اسپارت بیم داشتند و در عین حال آن را شکست ناپذیر می پنداشتند و به آن احترام می گذاشتند . با این حال اسپارتیان که معروف بود از جنگیدن دور از میهن خویش اکراه دارند ارتش خود را نفرستادند در عوض پیکی با پیامی جسورانه نزد کوروش فرستاد ند و تهدید کردند که اگر او جر ئت کند و به شهر های یونانی حمله برد با واکنش اسپارت روبهرو خواهد شد . برای پادشاه نیرومند ایران که در یک چهارم جهان شناخته شده آن روز حکومت می کرددولت شهر های یونانی چیزی پیش از دهکده هایی نبودند که در حاشیه تمدن با پراکندگی به ستیز با یکدیگرمشغولند مثلا او می دانست که بزرگترین دولت شهر های یونانی ارتشی بیش از چند هزار سپاهی ندارند و ارتش آنها به بیش از چند صد نفر هم نمی رسد از این رو اتمام حجت اسپارتیان برای او خنده دار و هم توهین آمیز بود . او به پیام اور اسپارت گفت:((من هرگزاز جماعتی که در وسط شهر خود میدان خاصی دارند تا در ان جا یکدیگر را با چونه و سوگند فریب دهند باکی ندارم . اگر سر و کارم با چنین افرادی بیفتد ان گاه فقط صدمات وارده بر ایونی ها خاطر ایشان را پریشان نخواهد کرد بلکه گرفتاری خودشان نیز فراغتی برایشان باقی نخواهد گذاشت)) انگاه کوروش به بلوف اسپارت به محاصره شهر های یونانی که به علت اختلاف با یکدیگر قادر به اتحاد نبودند پرداخت.به علت سرعت عمل کوروش اسپارتیان سر سخت کاری از پیش نیردند و نتوانستند به بقیه یونانیان کمک برسانند خیلی زود ایونیه شکست خورد و ناچار شد خراج سالانه کوروش را بپردازد و برای ارتش ایران نیرو تهیه کند . نخستین تماس مهم ایرانی ها با یونانی ها در آن روزگار بر هر دو ملت تاثیر گذاشت و به ایرانیان درس بیشتری از یونانیان آموخت . مهمترین کشف آن ها این بود که در این دولت شهر ها تقسیمات و اختلافات طبقاطی وجود داشت و ایرانیان می توانستند از طریق دادن رشوه یا وسایل دیگر طبقه ای را علیه طبقه دیگر بر انگیزد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 15:52 توسط آریا مهر |
|
|
کوروش پیروزمند کوروش پس از فتوحات موفق خود در غرب به سرزمین خود فارس در ایران بازگشت وبه کاخ سازی و ساختن سایر بنا های سلطنتی در پاسارگاد پرداخت . بسیاری از سنگتراشانی که در این طرح های ساختمانی کار می کردند کارگران ماهر لیدیایی و یونانیان ایونیه بودند که کوروش از ساتراپی جدید خود در غرب همراه آورده بود . پس از گذشت مدت اندکی شاه بزرگ متوجه شد شرق شد و ارتشش به سوی اقوام ایرانی ساکن شمال و شرق دشت کویر نمکی از جمله سرزمین اریا یا هرات کنونی که تسلیم او نشده بودند سرازیر شده. سپس به سوی شمال شرق و دره های رود اکسوس (جیهون)که به دریاچه آرال کنونی در حدود سیصد مایلی غرب دریای خزر می ریخت لشکر کشید سرزمین بلخ واقع در واقع در امتداد حاشیهی شرقی این رود پیش از رسیدن هزاران پارسی سقوط کرد چنان که منطقه شمال غربی هندوستان معروف به قندهار به زودی به این سرنوشت دچار شدد . کوروش در اواخر سال 540 ق.م با این فتوحات شرقی قلمرو خود را تقریبا دو برابر کرد . انگاه به این نتیجه رسید که اعتماد به هم پیمان ماد یعنی بابل کافی است و ظرف چند ماه خود را به جلگهئ های آبرفتی غنی بین النهرین رساند . نبونید پادشاه بابل ارتش خود را بسیج کرد تا با رویارویی با مهاجمان بپردازد اما او و یارانش یارای مقابله با رزمندگان ایرانی رانداشتند .در اوایل اکتبر سال 539 ق.م (اواسط مهر ماه)ارتش کوروش شهر اوپیس وا قع در ساحل رود دجله در حدود 200 کیلومتری شمال بابل را تسخیر کرد و حدود 1 هنته بعد سردار گوبریاس سرباز های ایران را به حصار های پایتخت رسانید . از انجا که هم کاهنان قدرتمند بابل و هم اکثریت مردم و اشرف از نبونید شاه بابل متنفر بودند چون بر خلاف خدای سنتی بابل مردوک به تبلیغ و رواج پرستش سین خدای ماه پرداخته بود گروه بی شماری از انان به سپاه ایران گریخته بودند و گوبریاس توانست بدون جنگ وارد شهر بابل گردد. بسیاری از مقامات و مردم شهر که ایرانیان را نجات دهندهی خود تلقی می کردند با شادمانی از انان استقبال کردند . کوروش در 29 اکتبر برابر با (7 ابان)پیروزمندانه وارد بابل شد و نخستین اعلامیه ی رسمی حقوق بشررا پایه گذاری کرد و متن خود را بااین شرح صادر کرد (منم کوروش شاه شاهان شاه جهان شاه بزرگ شاه نیرومند شاه بابل شاه سومر و اکد شاه چهار گوشه ی جهان ) ********* کوروش با سقوط بابل ا مپراتوری آن از جمله تمام جنوب سرزمین بین النهرین و بیشتر منطقه فلسطین را به امپراتوری خود افزود چنان که پهناوری ان از سواحل دریای اژه در غرب تا غرب هندوستان در شرق را شامل می شد . اکنون تنها مصر به عنوان یگانه قدرت بزرگ خاور نزدیک باقی مانده بود که هنوز تحت تسلط ایرانیان در نیامده بود . نقشه کوروش ان بود که تمدن نیل را به امپراتوری خود بیفزاید . کوروش در اواخر دهه 530 ق.م پسر خود کمبوجیه را با سپاهی عظیم و آموزش دیده برای فتح مصر اعزام داشت . اما عمر نخستین و بهترین فرمانروای ایران و جهان کفاف نداد تا به چشم خود ثمرات این کار عظیم را ببیندد . او در سال 530 ق.م هنگامی که به شمال شرق لشگر کشیده بود در جنگی که با سکاها داشت زخمی شد و درگذشت . جسد او را به پاسارگاد بازگرداندند و در مقبرهی سنگی ساده وزیبایی دفن کردند که همچنان به عنوان یکی از بلند پرواز ترین و با استعداد ترین فرمانروایان روی زمین باقی مانده است . به گفته بوسانی:((مدارا و تساهل دینی او رفتار بزرگوارانه و مهربانانه ای که با دشمنان مغلوب خویش داشت و مهارت و قابلیت فوق العاده او به عنوان یک فرمانده جنگی توضیح دهنده علت ستایشی است که همه جهان حتی بابلیان و یونانیان نسبت به کوروش بزرگ داشته اند .)) در واقع فردی نظیر گزنفون باور داشت که ((این مرد شایسته همه گونه تحسین است ))و می افزاید که(( کوروش زیبا ترین چهره بخشنده ترین و بزرگوار ترین قلب آزمند ترین فرد برای اموختن و بلند پرواز ترین پادشاه بود چنان که می توانست انواع سختی ها و خطرات را تحمل کند.))فرمانروایانی نظیر کوروش که ستایشفوق العاده دوست و دشمن را بر می انگیزند در تاریخ جهان بسیار کمیابند . ایران و جهان از آنروز تا به امروز و فرداها دیگر پادشاهی همانند او نخواهد داشت و نخواهد دید ..
کوروش خواهد آمد و مرا نجات خواهد داد دانیال نبی
چند سروده ی پر معنا از کوروش کبیر
این منم کوروش پسر ماندانا و کمبوجیه پادشاه جهان پادشاه پهناورترین سرزمین های آدمی پیشوای خرد پاکی شادمانی و پارسایی نواده بی بدیل نور و ترانه و سلطنت.
هم بدان گونه که بر این زمین زنده زاده شدم روزی نیز تن خسته اندر این خاک ماندگار خواهم کشید .
اینجا مزار مهیای من است سرزمین مادری آرمگاه واپسین مرغاب هزار باران بی خلل که ملائک هر هفت آسمان بلند بر آن گواهی داده اند . من پیام آور برگزیده اهورا و عدالتم که جزء آزادی آواز دیگری نیاموخته ام و جز ازادی آواز دیگری نخواهم آموخت .
پادشاه پارسیان و کماندار آریائیان منم که به بالین فرودستان شب زده شتافته ام من شفا آور خستگان زمینم که برای مهربان ترین مردم خویش شادمانی به ارمغان آورده ام
پس پیروز گران برزاوند بدانند مرغاب آتشگاه آسمانی من است و شهریاران و آیندگان بدانند کوروش هخامنش چه خواست و چه گفت و چه کرد
و گفتم تابراین سنگ سرد بنویسند : جز آتش ازادی هیچ چراغ روشنی بر این پهنه نخواهد پایید
و من پسر ماندانا فرمان دادم آرمگاه ابدی مرا با عطر و علاقه و درفش آزادی بیارایند زیرا به بخت شد شهسوار بزرگ نزدیک است زیرا مرگ زیبا ترین مونس مردمان نزدیک است و من خواهم مرد
پس ای امیران آینده که شهسواران و شهریاران می میرند اما شادمانی مردمان هرگز!!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم خرداد 1387ساعت 15:47 توسط آریا مهر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام خداوند جان و خرد
با سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان این وبلاگ حقیر نویسندگان این وبلاگ با زحمت فراوان سعی می کنند که تاریخ و تمدن و فرهنگ ایرانی را برای شما عزیزان باز گو کنند و مکان های تاریخی و مذهبی و شخصیت های بزرگ تاریخی و علمی را به شما معرفی کنند و از شما می خواهم که مرتبا به این وبلاگ سر بزنید چون من دسترسی کامل به اینترنت دارم و اگر دو روزی یک مرتبه وبلاگ رو به روز رسانی نکردم هفته ای یک مرتبه حتما این کار رو خواهم کرد و خواهش دیگرم این است که در نظر سنجی ها شرکت کنید و نظرات خود را بازگو کنید و پیشنهاد های خود را در مورد نحوه عملکرد مدیریت این وبلاگ را به صورت خصوصی برای ما ارسال کنید با تشکر : آریا مهر مدیریت وبلاگ 878787878787878787878787 کسی که تاریخ خود را نشناسد آینده ی خود را نمی تواند بسازد |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 خرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
کوروش کبیر کمبوجیه و داریوش سربازان وطن پرست شعر های زیبا در مورد تاریخ ایران زمین معماری هخامنشی معرفی فیلم های زیبای تاریخی آثار باستانی خوزستان تاریخچه هرمز شهر منشور حقوق بشر کوروش |
| نویسندگان |
|
آریا مهر ساتراپ |
| پیوندها |
|
وطن یعنی دریای تا ابد فارس(فرزند زمین) دختران پرسپولیسی (سحر) |
|
RSS
|